دربه درم
-
تاریخ: 1402/1/29 ساعت: 16:48
دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشمدوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطموناگه به دردتون خورد کپی کنیناهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم با...
کجا بودین??
-
تاریخ: 1402/1/29 ساعت: 16:48
سر صبح پدر و مادر داشتن از خاطرات مشترکشون می گفتن پدر میگه باهم رفته بودیم سفر فلان جا چقدر خوش گذشت خانم یادت هست مادر میگه اره پدر برگشته طرف ما میگه فقط نمیدونم اونموقع شما کجا بودین به مادرم نگاه میکردم دیدم داره ریز ریز میخنده تو دلم میگم خوب معلومه دیگه کجا بودیم تو جیب پشتی شما Adblock test ...
آینه ها میگن افسردگی دارم
-
تاریخ: 1402/1/29 ساعت: 16:48
دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشمدوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطموناگه به دردتون خورد کپی کنیناهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم با...
بی خاطره
-
تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 16:28
اسفند بی خاطره ترین روزها و شب هاست.اصلا نمیدونی از کجا میاد به کجا میرهتو این مدت که همه ارزوشو میکشیدم که دایی صاحب فرزند پسر شده اما ....پسرخاله و دایی با چهار روز اختلاف هردوشون صاحب فرزند شدن Adblock test (Why?)
عنوانم نمیاد
-
تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 16:28
تو این گرفتاری های اسفندقالب وبلاگ هم از این ور پریده حوصله ندارم برا قالب جدیدعروسی خواهر زاده زهرمار شد برامون منی که چند رو زوتر رفته بودم صبح روز عروسی پدر مریض شد و تا اخر شب دنبال دکتر و مطب بودم روز دوم عروسی هم داداش بزرگه مریض شد و به خاطر همین سریع جمع کردیم و برگشتیم حال پدر چندان تفاوتی ...
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 14:59
اسفند بی خاطره ترین روزها و شب هاست.اصلا نمیدونی از کجا میاد به کجا میره تو این مدت که همه ارزوشو میکشیدم که دایی صاحب فرزند پسر شده اما ....پسرخاله و دایی با چهار روز اختلاف هردوشون صاحب فرزند شدنAdblock test (Why?)
هر سنی بخوای
-
تاریخ: 1401/11/29 ساعت: 20:41
امدم خونه خواهرم بلند شدم کتم رو دربیارمخواهرزادم برگشته به خواهرم میگه آزفنداک دایی چقدر دراز هستبرگشتم میگم دراز چیه دایی جان مادرش هم اینور زده زیر خنده هارهار میخندهمیگم بله دیگه بچه خودتونهخواهرم میگه ساعت 16 قرار خواستگاری داریم میگه اگه گفتن سن داداشت زیاده میگم واسه یکی دیگه امدیم یعنی واسه ...
باستان شناسی
-
تاریخ: 1401/11/29 ساعت: 20:41
امروز تو تو واحد اشتغال و خود کفایی یه دختری امده بود واحد ،با مسئول داشت در مورد کلاس ناخن کاری حرف میزد دختره میگفت تو تهران دانشجو و این ترمه نرفته تا کلاس ناخن کاری بره و مدرک بگیره بعد اتمام حرف هاشون مسئول خود کفایی یهو پرسید رشته دانشگاهیت چیه حالادختره : باستان شناسی مسئول :این چه رشتیه اخه ...
بغل
-
تاریخ: 1401/11/13 ساعت: 5:44
چند روز پیش که داشتم از سرکار بعد 5 روز میرفتم خونه همون دم در به بغل باز مادر روبه رو شدم چند دقیقه همو بغل کردیم اه چه رامشی خدای من نمیدونم چه دلیلی داشت واسه بغل کردنم جلو همه که همه شوکه شدنشایدم به یه بغل کردن نیاز داشت Adblock test (Why?)
اوپس
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 9:31
نمیدونم چرا این 15 روز هی دارم بد میارم اخه من چه کردم که خودم خبر ندادم اون از ریزش پله اون از تصادف دیروزم که زدم ماشین داداشمو داغون کردم از همه بدتر اینکه میگن از گزینش قبول نشدم انگار یه سطل اب یخ ریختن رو سرم ذهنم داره سوت میکشه سوت Adblock test (Why?)
مادر باز میخواد
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 9:31
مادر باز میخواد لذتی که تو خوردن سیب زمینی سرخ شده و پاستیل و خوراکی های این بچه کوچیک ها هست تو هیچ چیزی نیست بخصوص سیب زمینی که تموم میشه بشقاب رو میدی دستش میگی برو دوباره بگیر بیار
تموم کنین این موش و گربه بازی رو
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 9:31
یک هفته تموم شد و خبری از نتیجه مصاحبه نیست خوب اقا قبول نشدیم حداقل زنگ بزنین بگین اقا از مصاحبه قبول نشدید بلاخره ما رو از این انتظار لعنتی بیرون بیارینسخته هر روز رو تا وقت اداری هی منتظر زنگ گوشیت باشی Adblock test (Why?)
واحد اشتغال و خود کفایی
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 18:32
واحد بغلیمون واحد آموزش یه دختری با مسئولش هست حالا همکارم دم به دقیقه میگه دختر خوبی به قدری منو فرستاده واحد بغلی که خجالت میکشم دیگه برمامروز باز میخ منگنه تموم شد میگه بپر برو از واحد بغلی بگیر میگم اقای ....تو رو خدا نکن اینکارو حالا دختر مردم فکر میکنه چه خبریه Adblock test (Why?)
لبخند سرخ آبی
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 18:32
یه دوستیم دارم همیشه توصیه میکنه اول ماه قمری صدقه بدم منم هر بار پشت گوش میندازم این دوست ما یه لبخند خاصی داره و من اسم لبخندش رو سرخ آبی گذاشتم واقعا هم لبخندش سرخ آبیه
جونات دیگه تموم شد
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 18:32
یه بار جستی ملخک دو بار جستی ملخلک سومین بار روی دستی ملخکدر نهایت امروز ضربه نهایی رو خوردم آهن افتاد رو سرمو از حال رفتمپدر و مادر دورم که جمع شده بودن یادم میاد فقط بهشون گفتم دیگه چیزی نمی بینم و از هوش رفتمبه هوش امدم دیدم رو به قبله خوابوندنمپدر که تو اون شرایط مادرو صدا میکردبلندم کردن میگن ب...
سید
-
تاریخ: 1401/3/7 ساعت: 19:30
آهســته بياچيــزی هم ننــويسنــظر هم نگــذارهمــان كه بخــوانــی بــس استمــن به بــی محــلی های آدمــها عــادت دارم--------------------------------------------------------------دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------م...
شهرزاد
-
تاریخ: 1401/3/7 ساعت: 19:30
انصافا انقدر اذیت نکنید تو رو خداحالا من اسم سید رو اوردم شمام که میدونید ادرس ندارید شهرزاد جان من کجا جواب بدم پست های من شده پرسش و پاسخحالا شهرزاد جان ادرس بذار لطفا یه راه ارتباطی بذارAdblock test (Why?)
گند زد
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 15:01
آهســته بياچيــزی هم ننــويسنــظر هم نگــذارهمــان كه بخــوانــی بــس استمــن به بــی محــلی های آدمــها عــادت دارم--------------------------------------------------------------دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------م...
رفت
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 15:01
داداشم امده پیشم میگه احتمالا من برم با خنده میگم احتمالا یا صد در صد بری میگه صد در صد دیگه میگم اره مادر گفته بود که سال مادر همسرته و باس برییه ته ته پته کرد و یکمی بغض گلشو گرفت گفت نه پسر فلانی فوت کرده خنده از لبم برچیده شد بغض گلمو گرفت گفتم رضا من تو فکر کجا بودم از کجا گفت برام نتونستم پیشش...
کسی نیست
-
تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 15:01
حالا به هر کی میگم بیا بریم جشنواره کتاب نمیاد حالا به حسن بگم با کله میاد بعد میگن تو روابطت با حسن تجدید نظر کن حسن پایه همچنین جاهایی هست دوتا گزینه دارم شما که نمیان یا حسن یا تنهاییAdblock test (Why?)