خرید بک لینک

من کجای این مرحله ام

میگم ببین

یه دوست دارم یکی رو طلاق داده یکی دیگه گرفته

یه دوست دارم دوتا پسر هم سن خودش داره

یه دوست دارم طلاق گرفته و از دخترش نگهداری می‌کنه

یه دوست دارم طلاق گرفته ودیگه ازدواج نکرده

یه دوست دارم ۴۰ سالشه تازه یکی رو پیدا کرده

یه دوست دارم زنش فوت کرده

و دوست های دیگر و دیگر

اینارو که حساب میکنم نسبت به بیشتر افراد موفق ترم

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۴۰۵ ساعت 15:44 توسط آزفنداک |

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:34

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی خاطراتتم دیگه گندشو درآوردن خوب من الان دقیقا بگید چیکار کنم که از این خیابون رد نشممن هر کاری میکنم باز مسیرم به اینجا می افته اصلا خیابون رو کلا بکون از نو بسازن + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 18:29 توسط آزفنداک |   ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی کلفته امروز تو جریان آزمایش گرفتن از پدر یه دختری هم بود اونم آمده بود آزمایش تا چشمش به سرنگ افتاد زد زیر گریه دختر گنده برگشته به مامانش این خیلی کلفته من نمی تونممن چی بگم آخه به این زبونمو گاز گرفتم که فقط نخندم + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 13:25 توسط آزفنداک | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی سال نو مبارک درخت آرزوهایمان جوانه زد + نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 8:52 توسط آزفنداک | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی همدم این سایت همدم تبیان هم خوب چیزیه ها ثبت نام میکنی قشنگ همه اون هم سن های که موندن رو می بینی بعد بهشون درخواست میدی رد میکننولی یه چیزی هم داره میری به پرفسور و دکتر متخصص درخواست ازدواج میدی + نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 23:58 توسط آزفنداک | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی منشی می‌خوام محل نگهبانی جوادی یه محل سوت و کوره فقط هر از چند گاهی من بهش سر میزنم دیروز که رفتم پیشش دیدم خوابیده بیدارش کردم بلند شد باگوشیش بازی کرد رفتم آمدم دیدم نشسته قلیان می‌کشه میگم بهش انصاف آخه کجا این چنین کاری دیده بودی بازی کنی بخوابی و قلیان بکشی پول بگیری کاش منم کارم مثل تو بود میگه این چه کاریه آدم باید منشی داشته باشه منشی هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی رو قولم هستم بلاخره س رفت تهران ساکن شد تو یکی از شعبه های تامین اجتماعی استخدام شدهاز همون اولش بهش گفته بودم که فقط تهران و تهران قبول شو یعنی قبول شی من تهرانم کاری ندارم که + نوشته شده در سه شنبه ششم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 16:12 توسط آزفنداک |   ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی بیزارم'>بیزارم بیزار بیزارم از روز ها ؛ ماه ها وسال های آیندهبیزارم از روز تولد + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 3:7 توسط آزفنداک | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی نمیدانم نمیدانم نمیدانم کجا هستم کجا میرم + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 10:15 توسط آزفنداک |   ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01

آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که  خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی من همچنان نفس میکشم. + نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 11:21 توسط آزفنداک | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 17:01


دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم  را
چون یاد تو می درخشد در خاطرم

-----------------------------------------------
من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشم

دوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطمون

اگه به دردتون خورد کپی کنین

اهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم بابت حرف های شما

هر چیزی هم که مبهم بود میتونی بپرسی تو اولین فرصت جواب میدم

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 14:31

دیروز خانواده محترمه رفتن برای من خواستگاری رفتن دم در دختره اونجا بهم زنگ زدن داریم میریم برات خواستگاری نظرت میگم دستتون درد نکنه حالا منم تو جریان میذاشتین دیگه زوده هنوزمادرم آمده از دختره تعریف میکنه میگم مادر واقعا منو ایستگاه کردین چی میگین شوخی نکنین حالا کاری به هیچ چیزی ندارم فقط اینو بدون که من تا تابستون سال آینده هیچ پول و پس اندازی ندارم الآنم که میدونی بدهکارم بدهکاری توان ازدواج ندارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: دوشنبه 18 تير 1403 ساعت: 18:47

مادر نبود

پدر ناله میکرد

درد و درد می گفت

پدر نبود

مادر گله میکرد

پدر و مادر نبود برادر می گفت

به خدا اینقدر شنیدم که نای شنیدن ندارم تا میگن م میگم شروع شد

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: دوشنبه 18 تير 1403 ساعت: 18:47

پدر فیلم میدید میگه یه دوستم نداشتین که دختر داشته باشه بگیرینش

میگم پدر اشتباه متوجه شدی شما باس رفیق داشتی که دختر داشت ما میگیرفتیمش

من همیشه گفتما تو این شرایط لال مونی بگیر ۳۰ تا قشنگ برام شمرد من هر چقدرم بگم قبول کن نیست که

میگم به پیر به پزشکیان من شرایطشو نداشتم و ندارم و اونایی که گفتی رو هیچ کدوم به دلم نبودن و احتمالا اینایی که من میگم من به دلشون نیستم

ول کن پدر

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: دوشنبه 18 تير 1403 ساعت: 18:47

دردای خودم کم بود فکر و نگرانی کریم پور هم از یه طرف اینو دیگه کجای قلبم بذارم آخه خدا رفته کیسه صفراشو برداشته بعد دکتر متوجه شده سرطان داره و نباید عمل میشد هر چقدر تصور و تجسم میکنم باز به حال روحی اون نمی رسم که الان چی تو مغزش میگذره انگیزش از به کار آمدن چیه الآنم که دارم مینویسم حالم یجوری میشهحالا درسته منم از مرگ خودم خبر ندارم شاید فردا شاید بعد دو ساعت اما مال اون ....خدا رحم کنه به اون بچه های صغیر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 23:36

صفحه بندی