من کجای این مرحله ام
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 16:34
من کجای این مرحله ام میگم ببین یه دوست دارم یکی رو طلاق داده یکی دیگه گرفته یه دوست دارم دوتا پسر هم سن خودش داره یه دوست دارم طلاق گرفته و از دخترش نگهداری میکنهیه دوست دارم طلاق گرفته ودیگه ازدواج نکردهیه دوست دارم ۴۰ سالشه تازه یکی رو پیدا کرده یه دوست دارم زنش فوت کرده و دوست های دیگر و دیگر ای...
خاطراتتم دیگه گندشو درآوردن
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی خاطراتتم دیگه گندشو درآوردن خوب من الان دقیقا بگید چیکار کنم که از این خیابون رد نشممن هر کاری میکنم باز مسیرم به اینجا می افته اصلا خیابون رو کلا بکون از نو بسازن + نوش...
کلفته
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی کلفته امروز تو جریان آزمایش گرفتن از پدر یه دختری هم بود اونم آمده بود آزمایش تا چشمش به سرنگ افتاد زد زیر گریه دختر گنده برگشته به مامانش این خیلی کلفته من نمی تونممن چ...
سال نو مبارک
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی سال نو مبارک درخت آرزوهایمان جوانه زد + نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 8:52 توسط آزفنداک |
همدم
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی همدم این سایت همدم تبیان هم خوب چیزیه ها ثبت نام میکنی قشنگ همه اون هم سن های که موندن رو می بینی بعد بهشون درخواست میدی رد میکننولی یه چیزی هم داره میری به پرفسور و دکت...
منشی میخوام
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی منشی میخوام محل نگهبانی جوادی یه محل سوت و کوره فقط هر از چند گاهی من بهش سر میزنم دیروز که رفتم پیشش دیدم خوابیده بیدارش کردم بلند شد باگوشیش بازی کرد رفتم آمدم دیدم ن...
رو قولم هستم
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی رو قولم هستم بلاخره س رفت تهران ساکن شد تو یکی از شعبه های تامین اجتماعی استخدام شدهاز همون اولش بهش گفته بودم که فقط تهران و تهران قبول شو یعنی قبول شی من تهرانم کاری ن...
بیزارم بیزار
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی بیزارم'>بیزارم بیزار بیزارم از روز ها ؛ ماه ها وسال های آیندهبیزارم از روز تولد + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 3:7 توسط آزفنداک |
نمیدانم
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی نمیدانم نمیدانم نمیدانم کجا هستم کجا میرم + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 10:15 توسط آزفنداک |
من همچنان نفس میکشم.
-
تاریخ: 1404/9/27 ساعت: 17:01
آزفنداک موهای سرش سفید شده بود کودکی که خاطراتم را می خواند ... صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | اس ام اس تنهایی من همچنان نفس میکشم. + نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 11:21 توسط آزفنداک |
چرا اخه
-
تاریخ: 1403/5/24 ساعت: 14:31
دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشمدوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطموناگه به دردتون خورد کپی کنیناهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم با...
نمیتونم
-
تاریخ: 1403/4/18 ساعت: 18:47
دیروز خانواده محترمه رفتن برای من خواستگاری رفتن دم در دختره اونجا بهم زنگ زدن داریم میریم برات خواستگاری نظرت میگم دستتون درد نکنه حالا منم تو جریان میذاشتین دیگه زوده هنوزمادرم آمده از دختره تعریف میکنه میگم مادر واقعا منو ایستگاه کردین چی میگین شوخی نکنین حالا کاری به هیچ چیزی ندارم فقط اینو بدون...
تموم نمیشم
-
تاریخ: 1403/4/18 ساعت: 18:47
مادر نبودپدر ناله میکرددرد و درد می گفتپدر نبودمادر گله میکردپدر و مادر نبود برادر می گفتبه خدا اینقدر شنیدم که نای شنیدن ندارم تا میگن م میگم شروع شدAdblock test (Why?)
نگرفتی
-
تاریخ: 1403/4/18 ساعت: 18:47
پدر فیلم میدید میگه یه دوستم نداشتین که دختر داشته باشه بگیرینش میگم پدر اشتباه متوجه شدی شما باس رفیق داشتی که دختر داشت ما میگیرفتیمش من همیشه گفتما تو این شرایط لال مونی بگیر ۳۰ تا قشنگ برام شمرد من هر چقدرم بگم قبول کن نیست کهمیگم به پیر به پزشکیان من شرایطشو نداشتم و ندارم و اونایی که گفتی رو ه...
دردای خودم کم بود
-
تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 23:36
دردای خودم کم بود فکر و نگرانی کریم پور هم از یه طرف اینو دیگه کجای قلبم بذارم آخه خدا رفته کیسه صفراشو برداشته بعد دکتر متوجه شده سرطان داره و نباید عمل میشد هر چقدر تصور و تجسم میکنم باز به حال روحی اون نمی رسم که الان چی تو مغزش میگذره انگیزش از به کار آمدن چیه الآنم که دارم مینویسم حالم یجوری می...
شوهر کیلو چند
-
تاریخ: 1403/3/3 ساعت: 14:55
از شب جمعه که آمدیم بیمارستان واسه عمل قلب پدرم هنوز هیچ خبری از عمل نیست با هم تو بیمارستان میگردیم و میشنیم جک میگیم و میخندیمپدرم میگه به نظرت این پرستارها شوهر دارن میگم پدرجان درد به جونم شوهر رو میخوان چیکار اصلا شوهر کیلو چند Adblock test (Why?)
شب روشن.روز غالب
-
تاریخ: 1403/3/3 ساعت: 14:55
تو هاج و واج بیمارستان درگیر عمل پدر و عمل نکردنش موندم الان دقیقا شش روز هست دارم سالن این بیمارستان رو هر روز و شب متر میکنم از هر سو و جهتآنقدر به ایستگاه پرستاری رفتم و آمدم که رو پرستار بخش کراش زدم وقت هایی که هست تو بخش تپش قلب وقت های که نیست فکرش چیه آخه این وضعیت روز عقل مانعیست ، شب خیالش...
تغییر روبه روی توست
-
تاریخ: 1403/3/3 ساعت: 14:55
دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشمدوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطموناگه به دردتون خورد کپی کنیناهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم با...
آه
-
تاریخ: 1403/1/19 ساعت: 16:38
دوست دارم خاطراتی که ازرده خاطر میکند خاطرم راچون یاد تو می درخشد در خاطرم-----------------------------------------------من تنها با نظر گذاشتن شما خوشحال میشمدوستان فقط نظر میدین ادرس هم بزارین به جون اون سرچه های تو حیاطموناگه به دردتون خورد کپی کنیناهل شوخی و مزاحم حالا حالا ها هم ناراحت نمیشم با...
اینو کجای دلم بذارم
-
تاریخ: 1402/12/22 ساعت: 16:58
زنگ زدم به دختره میگم این شماره تلفن به اسم خودت نیست یه شماره تلفن بده به اسم خودت باشه تا بتونم ثبت کنم پروندت رو میگه من خودم شماره همراه ندارم یعنی سنم نمیرسه یکی بگیرم میگم خوب پس نمیتونی وام بگیری تا سنت برسه برگشتم دارم پروندش رو بررسی میکنم تا ببینم آخه کدوم همکار اینو با این سن فرستاده واحد...