خرید بک لینک

از شب جمعه که آمدیم بیمارستان واسه عمل قلب پدرم هنوز هیچ خبری از عمل نیست

با هم تو بیمارستان میگردیم و میشنیم جک میگیم و میخندیم

پدرم میگه به نظرت این پرستارها شوهر دارن

میگم پدرجان درد به جونم شوهر رو میخوان چیکار اصلا شوهر کیلو چند

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 14:55

صفحه بندی