خرید بک لینک

تو هاج و واج بیمارستان درگیر عمل پدر و عمل نکردنش موندم

الان دقیقا شش روز هست دارم سالن این بیمارستان رو هر روز و شب متر میکنم از هر سو و جهت

آنقدر به ایستگاه پرستاری رفتم و آمدم که رو پرستار بخش کراش زدم وقت هایی که هست تو بخش تپش قلب وقت های که نیست فکرش چیه آخه این وضعیت

روز عقل مانعیست ، شب خیالش

ماندهام بین آب و آتش

عقل حکم لا، لا می کند بر وصالش

مانده شب را چگونه سر کنم با خیالش

سلطانی چه میگوید در خیالش

وا حذر ها از شوهر .چند کیلویش؟؟؟

برچسب: نویسنده: روژان زارعی تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 14:55

صفحه بندی