شعمدانی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:13
دلم واسه این مربوط به شعمدانی حرف میسوزه زور میزنن تا شکوفه بدن سفید و قرمز ،بنفش و صورتی انوقت یکی مثل من میاد گل هاشو میکنه میذاره لای دفتر خاطراتش
پوشک چنده!!!!!!
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:13
در پی مزدوج شدن ح باهاش تماس گرفتم هر چه گفتم گفت خبری نیست گفتم مسخره در نیار همه خبرها پیش تست بعد میگه بابا اینقدر خجالتم نده میگم ا شمام خجالت میکشی بهش میگم دختره چن سالشه میگه.... میگم چه خبره
تولد
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:13
نه ماه انتطارشون به بار نشست و بلاخره امد این نیم وجبی عمو هنور ندیدمش وقتی بهش فکر میکنم رو پاهام نمیتونم وایسم از خوشحالی یه وروجک به وروجک های قبلی اضافه شد با امدن این وروجک ها مطمئن میشم که خیلی بزرک شدم و با امدنشون قطعا ما باید بریم
چشم در چشم
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:13
از ته کوچه که منو دید وایساد با یه عالمه عشق و احساس و محبت تا برسم طول کشید عاشقانه نگاهم میکرد و دنبال حرکت پاهایم بود هر چه قدر که بهش نزدیک تر میشدم موج و انرژی خوشحالی بر لبانش مش می بست در چند
خلاص میشم
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:13
خدا کی از این حرف های مسخره تموم مربوط به میشم حرف پادگان هر کوفتی بود از این حرف ها خبری نبود یه دوسالی گوشم اروم بود دیابت مادر از همین حرف هاست که بیشتر استرس و اضطراب داره خدا تمومش کن
دیگه اون ادم سابق نمیشم
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
روزهای گذشته خیلی بهتر میتونستم بنویسم نمیدونم دیگه چم شده حتی سراغ اون دفتر های که نوشتم هم نمی رم حتی واسه خوندنشون هر چه قدر روزها میگذره من دیگه اون ادم سابق نمیشم
مزدوج شدن
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
میگم کار این داداش ما هم بدجور تو گره افتاده کلا هر جا میره موافق پیدا نمیشه موافقنا چون کارش تو یه شهر دیگه هست مخالفا خخخخخخخ به قول مادرم حالامال این کجاست پیدا نمیشه بالاخره پیدا میشه و میاد اما
دمتون گرم
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
خواستم بگما باد اورده را باد می برد حالا بیا اون از اون گل اینم از این گل خخخخخ ولی دمشون گرم
دعای سید
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
روز امتحان ماشین خاور افسر نیومده بود هنوز با سید تماس گرفتم فکر نمی کردم جواب بده می گفتم تو پادگانه اما جواب و داد و .... آخر سر گفتم آمدم واسه امتحان دعا کن قبول بشم دعا کرد و مستجاب شد میگم سید از این به بعد مشکلی بود صبح خروسخون زنگ میزنم .....
خندم میگیره
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
دیگه خودمم خندم میگیره در مورد این موضوع حرف بزنم یکی نیست بگه آخه داداش من تو عاشق نشدی عشق در یک نگاه تو دانشگاه یا خیابون بخورین به هم کتاباتون بریزه تو شرکتتون تو فامیل والا دیگه من نمیدونم دیگه
گند
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
گند زدم گند گندن بزنن با این کارت گند بهش گفتما الان وقت رفتن نیست ...
حلالش باد
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
هر چه دادم به او حلالش باد غیر از آن دل که مفت بخشیدم دل من کودکی سبکسر بود خود ندانم چگونه رامش کرد او که میگفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش کرد
دم مادر گرم
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
تو این دوره اسفناک زندگی آخه پدر من مادر من چی میشد منو به دنیا نمی اوردین این واسه خودمم سواله که آیا بچه ای که به دنیا میارم فردا ازم بپرسه منو واسه چی تو دنیا اوردین چی دارم جواب بهش بگم ؟؟؟؟؟ امرو
به یاد اور
-
تاریخ: 1397/4/31 ساعت: 18:09
نمی گویم فراموشم نکن هرگز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که میدانی نخواهی رفت از یادش
دی
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:26
دی در گذر بود و نظر بسوی ما نکرد بیچاره دل که هیچ ندید از روزگار عمر سال پیش همین موقع ها امدم تو این پادگان شب بود و چیزی نمیدیدم صبح که افتاب زد خدا اینجا کجاست کوه های سر به فلک کشیده برف تا زانو باد غوغا می کرد انگشت های پامون یخ میزد یخ اما امسال دی انگار م...
دوسال
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:26
دو سال در به چشم به هم زدنی گذشت برنامه هایی که داشتم کلا بی نتیجه موندن اون موقع از خواب بیدار شدم که دیدم فقط دو ماه از دوسال مونده خخخخخاز همون اولش استرس داشتم واسه تموم شدنش حالا که به اخرش میرسم استرس بیشتر شده استرس اینکه بعد خدمت چیکار باید کنم بیکاری داد میزند الان انتظاری ازت ندارن و کار...
تسلیت
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 19:53
آهســته بياچيــزی هم ننــويسنــظر هم نگــذارهمــان كه بخــوانــی بــس استمــن به بــی محــلی های آدمــها عــادت دارم--------------------------------------------------------------روزی به دنیا امدم همه می خندیدومن گریه می کردمروزی خواهد امد که من امیدوارم خنده کنم و همه گریه کنندروزی که جسمم به خاک و ...
مرز...مرد
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:38
آهســته بياچيــزی هم ننــويسنــظر هم نگــذارهمــان كه بخــوانــی بــس استمــن به بــی محــلی های آدمــها عــادت دارم--------------------------------------------------------------روزی به دنیا امدم همه می خندیدومن گریه می کردمروزی خواهد امد که من امیدوارم خنده کنم و همه گریه کنندروزی که جسمم به خاک و ...
سعید سعید هست
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:38
آهســته بياچيــزی هم ننــويسنــظر هم نگــذارهمــان كه بخــوانــی بــس استمــن به بــی محــلی های آدمــها عــادت دارم--------------------------------------------------------------روزی به دنیا امدم همه می خندیدومن گریه می کردمروزی خواهد امد که من امیدوارم خنده کنم و همه گریه کنندروزی که جسمم به خاک و ...
بازدید
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:38
بعد ماه رمضان بازدید های فشرده از تیپ شروع شده و صبح تا شب تو میدان صبحگاه با تمام تجهیزات به خط میشیم جلوی آفتاب سوزان نمیدانم حکمت این شهر چیست که پادگان شب و روز گرم و گرم هست ولی تو کوهاش برف هست و سفیدیش معلوم هست