تو جریان جر و بحث های پدر و مادر
پدر باز اعصابش خورد شد و گفت شیطونه میگه برو یه زن دیگه بگیر
میگم حالا چرا وقتی ما سه تاییم بحثتون میشه من نباشم خوش و خرمین یه زره هم فکر اینو نکنین که میون بحث شما میون داری 1ا اصلا
بعد برگشتم به پدرم میگم والا اونایی که باس 1 کنن (اشاره به خودم و داداش های غایب )نمیتونن کسی بهشون زن نمیده اونوقت شما فکر کردی خیال کردی
یه حقوق بازنشستگی داری فکر میکنی نه پدرم چنین چیزی نیست
دیگه گذشت اون زمون
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی