
تو جریان جر و بحث های پدر و مادر پدر باز اعصابش خورد شد و گفت شیطونه میگه برو یه زن دیگه بگیرمیگم حالا چرا وقتی ما سه تاییم بحثتون میشه من نباشم خوش و خرمین یه زره هم فکر اینو نکنین که میون بحث شما میون داری میکنما اصلا بعد برگشتم به پدرم میگم والا اونایی که باس ازدواج کنن (اشاره به خودم و داداش های غایب )نمیتونن کسی بهشون زن نمیده اونوقت شما فکر کردی خیال کردی یه حقوق بازنشستگی داری فکر میکنی نه پدرم چنین چیزی نیست دیگه گذشت اون زمون بخوانید...
ادامه مطلب
دیروز مادر که رفته بود عروسی یکی از وابسته های دور تو خونه داماد یه دختری دیده و پسندیده بودحالا بعد امدن از عروسی به اون وابسته زنگ زد و گفت فعلانی چچور دختریه چچور خانواده ایناونم گفت دخترشونو نمیدن به پسر بزرگحالا گفت پسرت چند سالشه گفت 28گفت فکر نکنم بدن مادر گفت به هر سنی بگن پسر دارم از خنده مرده بودمبعد قطع کردن تلفن گفت بهr ندن میگیرم براm براm ندن میگیرم برا ازفنداک برا ازفنداک ندم میگیرم واسه a...
ادامه مطلب